تمام جهان را که بگردی دست…


by ins2012

تمام جهان را که بگردی، دست آخر زیر تختِ سنگِ حیات، رز سانگ کنار رودِ جاریِ زمان، خودت را خواهی یافت؛ “کز کرده” به کنجی از درد، “گریان” از رنجِ دردِ زخمِ تنت، “چنبره زده” به دور جوانه‌ای خشکیده از امید، و آخرین بازدم‌های بازمانده در سینه ات را به دست رود خواهی سپرد… رود،View Full Page…

یک بار آن وقت ها که…


by ins2012

یک بار آن وقت‌ها که خیلی کوچک بودم، از درختی بالا رفتم و از سیب‌های سبز کال خوردم، دلم باد کرد و مثل طبل سفت شد، خیلی درد می کرد. گیم ستاپ مادرم گفت اگر صبر می کردم تا سیب‌ها برسند، مریض نمی شدم. حالا هر وقت چیزی را از ته دل می خواهم، سعیView Full Page…

تو که نیستی گره های هندز…


by ins2012

No viewable for this post

تو که نیستی گره های هندز فریم وا نمیشه تو که نیستی سرِ چسب نواری پیدا نمیشه بی تو نسخه ی ضعیفِ منو می بینن همه دستِ من حریفِ شیشه ی مربا نمیشه تو که نیستی اول صبح عینکم گم میشه تو که نیستی شوخی هام سوءتفاهم میشه من یه جوری از نبودن تو غمگینمView Full Page…

خانه خانه همان جایی است که…


by ins2012

No viewable for this post

*خانه* خانه همان جایی است که نان داد بابا،غذا داد مامان آغوشِ اتصالمان آجرهای خانه اند آشوبِ در انتظارمان رفتار بچه‌گانه اند خانه بوی عشق میدهد،بوی غذا و بوی عید خانه همیشه تکیه گاه ست گرم و نرم،انگاری یه تکه بهشت خانه مهم نیست کجاست بالا و پایین کجاست؟ خانه ای که هر خشتش عشقView Full Page…